این شیوه از درمان درمانی عمداتا مبتنی بر درمان شناختی رفتاری است که مفاهیم آن گسترش یافته است. همچنین مفاهیم مربوط به آن از روش های گشتالت درمانی، روابط شیئی، سازنده گرایی و روان کاوی وام گرفته شده و به نوعی می توان گفت تلفیقی از این روش ها محسوب می شود.این روش درمان برای بیمارانی با مشکلات روانی مزمن و مقاوم به درمان مناسب می باشد. بیمارانی که دارای اختلالات شخصیت هستند، پاسخ گوست.

هر فردی طرح واره ها، سبک های مقابله ای و ذهنیت هایی دارد و این ذهنیت ها و سبک های مقابله ای در افرادی که بیمار محسوب می شوند، حالت افراطی به خود گرفته اند. در نتیجه تبدیل به طرحواره های  ناسازگار شده اند.

طرح واره درمانی دو ویژگی مهم رفتار درمانی شناختی را حفظ کرده است. هر دو رویکرد یعنی طرحواره درمانی و شناختی رفتاری ساختارمند و نظام دار می باشند. درمانگر به دنبال فرایند سنجش روش های درمانی را اعمال می کند. در مرحله ای که سنجش صورت می گیرد، سبک های مقابله ای و طرحواره ها سنجیده می شود.

درمان طرحواره درمانی در حال تحول است. درمانی است که نسبت به سایر درمان ها به افراد بسیار دلسوزانه برخورد می کند. طرحواره درمانی به جای ان که به اختلالات روان شناختی به عنوان پدیده غیر عادی بنگرد، به آن ها به عنوان یک مسئله طبیعی حاصل از مسائل در گذشته و طرحواره های شکل گرفته در طول زمان در نظر می گیرد. درمانگری که از روشطرحواره درمانی در درمان بیماران بهره می جوید باید سبک مقابله ای خود را مورد بازنگری قرار دهد تا با سبک مقابله ای بیمار تداخل پیدا نکند.