با بخش دیگری از موانع ارتباطی در خدمت شما هستیم. قبل از هر چیز باید بگویم که مضاف بر مواردی که در منابع مختلف ذکر شده است، من در اینجا موانع دیگری را نیز ذکر خواهم کرد که خودم به آن ها رسیده ام. در ادامه به چهار مورد از آن ها اشاره می کنم.
نگاه از بالا به پایین
نمی دانم چقدر با علم تحلیل رفتار متقابل آشنا هستید. این علم می خواهد به ما بفهماند که ساختار مغز ما از سه بخش والد، بالغ و کودک تشکیل شده است. حال می خواهم این مسئله را به بحث خودمان ربط دهم. اینکه ما نباید سعی کنیم در روابط مان نگاه از بالا به پایین داشته باشیم. مثلا زوجی را در نظر بگیرید که خانم دائمادای والدها را در می آورد. دائم امر و نهی می کند و به همسرش می گوید که این کار را بکن. این کار را نکن. خلاصه دائم در حال قانون گزاری و بررسی قانون های وضع شده است. این گونه روابط مانند ارتباط والد- فرزندی است که هیچ سودی هم در پیشرفت و رشد ارتباط ندارد که هیچ. تازه یک آفت بزرگ نیز محسوب می شود. دو نفر به عنوان یک زوج نباید سعی کنند دائما برای هم نقش مادر یا پدر بازی کنند. حتی نقش معلم هم زیاد جالب نیست. این طور نقش ها باعث می شود افراد از نقش اصلی خود فاصله بگیرند. اینکه یک نفر ( حال چه یک نفر از زوجین و چه در ارتباط بین فردی دیگر) نگاه از بالا به پایین داشته باشد و دائم امر و نهی کند، ارتباط خوبی شکل نمی گیرد. این مسئله یکی از موانع ارتباطی محسوب می شود.
بازرسی و بازجویی
این مورد هم یکی دیگر از موانع ارتباطی محسوب می شود. این که ما دائم طرف مقابل را چک کنیم و مثل یک بازجو دائم از چرایی مسائل سوال کنیم، باعث می شود تا ارتباط ما با فرد مقابل خدشه دار شود.
عوض کردن صحبت ، گول زدن طرف مقابل و…
زمانی که ما با فرد مقابل در حال صحبت هستیم، ممکن است بحث مورد نظر برای ما خوشایند نباشد. نتوانیم بحث را ادامه دهیم. یا اصلا حوصله ادامه صحبت را نداشته باشیم. اینجاست که دوست داریم حرف را عوض کنیم، حواس فرد مقابل را پرت کنیم و… معمولا فرد مقابل در برابر عکس العمل ما ناراحت و دلخور شده و صحبتش را قطع می کند. حتی ممکن است که به روی ما هم بیاورد که ” من دارم صحبت می کنم. چرا حرف را عوض می کنی؟ و…”
معمولا این طور مواقع افراد نمی توانند حرف شان را ادامه دهند. صحبت با کلی دلخوری و عصبانیت خاتمه می یابد. این مورد یکی از موانع رایج محسوب می شود.
مخالفت کردن، تحمیل عقاید و…
اینکه ما تلاش کنیم تا نظر خود را بر دیگری تحمیل کنیم، راه به جایی نمی برد. این نوعی خودخواهی است. در واقع هر فردی طبق تربیت و نوع آداب و معاشرتی که از آغاز تا کنون داشته، نظر و عقیده ای دارد. اینکه ما دائم از همان ابتدای ارتباط کلامی شروع به مخالفت کنیم، در واقع داریم خود و عقایدمان را به فرد مقابل تحمیل می کنیم. این کار نیز یک مانع ارتباطی قوی محسوب می شود.
ادامه دارد…