بهاره نام یار

ماجرای ساخت یک عادت

من هم مثل خیلی از آدم های  این روزگار، همیشه زمان ورزش کردنم، از شنبه بود. همان شنبه ای که از وجناتش پیدا بود هیچ وقت قرار نیست بیاید. تا اینکه شرایط کار و زندگی روزمره کمی بر شانه هایم سنگینی کرد. با خود گفتم کرونا و اتفاقات پیرامون آن بهانه ای بیش نیست. از شنبه همین شنبه ی پیش روست. یک صفحه ی ورزشی در شبکه های مجازی را مدت ها دنبال می کردم. ولی از سر تنبلی یا هر آنچه بود، ورزش آنلاین را که در آن پیج و در ادامه اپلیکیشن پیشنهاد داده بود تا مدت طولانی عملی نکردم . برای من که دائم می خواستم از زیر کار در بروم، تعطیلی باشگاه ها هم بهانه ی چرب و نرمی بود. این بود که هیچ تکانی به خود نمی دادم. یکی از روزها با تشویق اطرافیان که البته خودشان دو سه هفته ای بود  ورزش روزانه را شروع کرده بودند، شروع به کار کردم. اول از همه به خاطر اینکه می خواستم امتحان کنم که این کاره هستم یا نه، اعتبار دوره ی یک ماهه ورزشی را تهیه کردم. چند روز از تهیه ی دوره گذشت. اما من همچنان انجامش نمی دادم. هنوز یک بهانه ی دانه درشت برای انجام ندادنش باقی مانده بود. اینکه شنیده بودم ورزش فقط صبحگاهی اش! بقیه اش را باید گذاشت درِ کوزه!

بنابراین من که کارمند بودم و نمی توانستم زودتر از زمانی که قرار است سرکار بروم.( شاید کمی زودتر صرفا جهت صرف صبحانه و آماده شدن برای رفتن به سرکار)، از خواب بلند شوم. خب بلاخره برای من ارزش خواب بیشتر از جان آدمی نبود، کمتر هم نبود. چند روزی با این افکار در حال کشتی گرفتن بودم. بعد از آن در باب آنکه بهترین زمان ورزش چه زمانی می تواند باشد، جستجو کردم. چیزهایی دستگیرم شد، اینکه اتفاقا ورزش ( ورزش های هوازی) اگر در زمان غروب انجام شود،به سوخت و ساز بدن بیشتر کمک می کند.
دیگر بهانه ای در ذهنم باقی نمانده بود.
برای من که همیشه از ورزش فرار می کردم یا به تعویق می انداختم، همه بهانه ها به یک باره از میان برداشته شد. چاره ای جز شروع نداشتم.
امروز که می نویسم، حدود شش ماه است که شروع به ورزش کرده ام. البته پیش از آن هم شروع کرده بودم و نیمه ی راه رها کرده بودم. اما این بار ظاهرا مصمم تر هستم.
از تجربه قبل و بعد از شروع ورزش، به غیر از تناسب اندام، شادابی، ایجاد انگیزه برای انجام سایر کارها در جهت اهداف رشد و توسعه فردی و ترشح اندورفین در بدن است. هورمونی که به هورمون حس خوب معروف است.
حال که به قبل از ورزش کردن خود نگاهی می اندازم، بی اغراق می گویم که ای کاش زودتر آغاز می کردم. چون اثر آن را در زندگی شغلی و زندگی شخصی خود به وضوح می بینم.
می خواهم چند راه کار برای ساختن عادت را در ادامه بیان کنم که در مورد من به طرز عجیبی عمل کرد.

 

برنامه ریزی

نوشتن برنامه و اجرای آن یکی از آن مواردی است که در ساختن خیلی از عادت ها مؤثر است.
من به شخصه از مدل های مختلف برنامه ریزی استفاده کردم و به این نتیجه رسیدم بهترین شیوه ی برنامه ریزی، همان نسخه ای است که هر شخص برای خود می چیند. در نتیجه بهترین شیوه ی برنامه ریزی وجود ندارد. بهترین روش برنامه ریزی به طور کلی دارای ویژگی های زیر است:
– در جهت رسیدن به اهداف عمل می کند.
– انعطاف پذیری بالا دارد.
– اگر یکی از برنامه ها را در روز انجام ندادیم، به تو حس بی ارزشی تزریق نمی کند.
– روزانه نوشته می شود. دیده شده است که برنامه ای که طولانی مدت و از پیش تعیین شده است، احتمال خطا یا سهل انگاری در آن بسیار است.
– قابلیت تبدیل اهداف بلند مدت به هدف های خُرد را در طی روز دارد.به طور مثال موردی که در این مقاله مطرح شده است، ورزش است که اگر بخواهیم آن را به هدف های خُرد تبدیل کنیم، باید در طی روز در فواصل زمانی کوتاه تر اما مستمر را انجام دهیم تا کم کم موتور حرکتی مان روی دور بیفتد.

خود شفقتی

خودشفقتی از جمله حلقه های گم شده در این میان است.
اکثر افراد در اثر انجام ندادن مواردی که در برنامه و ساخت عادت خود گنجانده اند، از خود چنان بیزار می شوند که انگار سالها دشمنی با خود را در درون خود می پرورانده اند.این بیزاری از خود در بلند مدت انگیزه را در فرد می کشد.

تشویق خود

برنامه عادت سازی باید قابلیت گنجاندن تشویق های کوچک را داشته باشد تا در ابتدای کار برای ما ایجاد لذت نماید. ( مانند استفاده از برچسب های تشویقی ستاره و شکلک های لبخند، هدیه های کوچک، یا دعوت کردن خود به یک چای و قهوه بعد از انجام درست و به موقع برنامه) که می تواند بسیار مؤثر واقع شود.

تمرین نه گفتن به موقع

در اکثر مواقع یک نه گفتن به موقع می تواند ما را متمرکز بر روی اهداف کند. در خیلی از مواقع برای من اتفاق افتاده که آدم های دیگری وارد برنامه ی من شده اند. دوستیف آشنایی کسی درخواست کرده تا به دیدارش بروم و …

اوایل به دلیل اینکه خیلی دنبال اهدافم نبودم، برنامه ای که برای ورزش می ریختم، اصلا جدی نمی گرفتم. این جدی نگرفتن من هم در اکثر مواقع باعث می شد به کل برنامه را فراموش کنم. گاهی می شد تا ساعت ها سرگرم برنامه های دیگر بودم. در حالی که اگر یک نه ی به موقع می گفتم شاید کار به اینجاها نمی کشید.

اولویت بندی

اولویت بندی وظایف روزانه ما را از اتلاف وقت و بطالت گزینی در طی روز دور  می کند. در نتیجه باعث می شود از اوقاتمان به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم.

قبل از شروع برنامه عادت سازی و برنامه ریزی به صورت جدی تر، به مسائل غیر مهم اهمیت دو چندان می دادم. به طوری که آن قدر وقتم را بر سر موارد غیر ضروری صرف می کردم که زمانی که نوبت به مهم ترین قسمت های برنامه می رسید، دیگر نایی برای انجام دادن نمی ماند.

هر چند الان هم هرزگاهی به سرم می زند چنین شیطنت هایی بکنم. اما اصل کار من پرداختن به اولویت های بنامه ام هست. در اصل با خود در ذهنم این طور چیده ام که این سه کار مهم را تا زمانی که انجام ندادم سراغ بقیه کارها نمی روم.این می شود که کم کم اولویت های خود را می توانم به دست بگیرم.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.